کرامت اهل کتاب در نظام حقوقی اسلام

یکشنبه 11 تير 1391 توسط: MINORITY

مقدمه    
یکی از موضوعات جنجال¬برانگیز در حقوق بین¬الملل و حقوق بشر، حقوق اقلیت¬ها است. کشورهای استکباری هر کشوری را که مخالف سیاست‌های سلطه¬طلبانه وشیطانی آنان باشد، متهم به نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی یا سیاسی نموده، عنوان ‌می¬کنند که حقوق بشر نقض شده است. مستشرقان و اسلام¬شناسان غرب نیز ادعا مى¬کنند که اسلام، تبعیض غیر قابل انکاری بین معتقدان ادیان مختلف قائل است و براى غیر مسلمانان حق حیات وکرامت انسانی قائل نیست. آن¬ها ادعا‌ می¬کنند که پیامبراسلام، آیین خود را با زور شمشیر و قدرت بر ملت¬ها تحمیل کرده، اسلام آیین ضد آزادى، مخالف ترقى و ناقض حقوق بشر می¬باشد.
می¬گویند: اسلام در محتوا و مفهوم واقعی پیام خود نمی¬تواند، طرفدار کرامت و حیثیت ذاتی انسان باشد؛ چرا که اسلام عقیده خاصی را ملاک بهره¬مندی از حقوق اجتماعی دانسته و فقدان آن را ضابطه محروم شدن از آن دانسته است. بنابراین، احکام اسلام با حقوق بشر تفاوت بنیادی دارد و با هم در تضاد و تناقض است؛ چون نمی¬توان کسی را که عقیده باطل دارد، با مؤمن ومعتقد به اصول و مبانی حق، مساوی دانست.
هدف مقاله، بررسی این موضوع است که آیا غیرمسلمانان به صرف انسان بودن از شرافت، کرامت و حیثیت ذاتی برخوردار هستند یا نه؟ آیا بهره مندی از حقوق انسانی مشروط به داشتن عقاید خاص است؟ یا این‌که به صرف انسان بودن از کرامت بهره‌مندند؟
ضرورت و اهمیت این موضوع، به این جهت است که یکی از مباحث قابل توجه درحقوق بین الملل و حقوق بشر، مسأله کرامت ذاتی انسان است. طرح دیدگاه حقوقی اسلام به توسعه و تعمیق حقوق بشر کمک نموده و مانع تبلیغات سوء دشمنان و بدخواهان نیز خواهد شد.
نوشتار حاضر، به بررسی این گزاره مهم درحقوق اسلامی می‌پردازد و به طور مشخص، این فرضیه مورد آزمون قرار می¬گیرد که اسلام برای اقلیت‌های دینی و مذهبی کرامت انسانی قائل شده است و جلوه‌های این کرامت در قالب حقوق اقلیت‌ها تبلور یافته است. این حقوق عبارتند از: داشتن حق حیات، حق کرامت، مصونیت و امنیت، آزادی مذهبی و انجام شعائر عبادی، آزادی عقیده و.... پس انسان دارای کرامت هست و احترام به این کرامت انسانی همیشه و تحت هر شرایطی باید حفظ شود؛ چرا که کرامت انسان ذاتی او است و این، اصل پایه‌ای و اساسی احترام به حقوق همه انسان‌ها است.
گفتار اول: کلیات و مفاهیم
1. مفهوم کرامت
کرامت در لغت به معناى: شرافت، شرف، احترام، عزت، هیبت، اعتبار، حیثیت، آبرو، کرم، جود، بخشش، دهش، بزرگی ورزیدن، جوانمرد گردیدن، بزرگواری، جوانمردی، اصالت، سخاوت، بزرگ¬منشى و ضد پستى آمده است. کرامت، دور شدن از هر پستى و فرومایگى و نایل شدن به شرافت و بزرگوارى تعریف شده است که به دارنده این صفت، کریم مى‏گویند. کریم غیر از کبیر و عظیم است. کریم، به معناى بخشنده بدون چشم‌داشت است. 
در اصطلاح، کرامت به همان معانی لغوی به کار‌ می¬رود. وقتی از کرامات انبیا و اولیا سخن گفته می¬شود، منظور جود و بخشش و اعجاز آن‌ها است و چنانچه شخصی را کریم می¬گویند مقصود جود و سخاوت، فضیلت و بزرگی¬اش ‌می¬باشد.
در زبان فارسى، معادل کلمه کریم، کلمه خاصى نداریم. از این رو، در جمله‏اى کریم را به دارنده روح بزرگوارى و منزّه از هر پستى آورده‏اند.
کریم، در مقابل دَنى و کرامت در مقابل دنائت و لئامت است؛ همچنان که جُود در مقابل بُخل قرار گرفته است. کرامت تنها دورى از پلیدى و پستى نیست؛ بلکه وصف کمالى است که باید آن کمالات را به دست آورد. کرامت با این معنا یک گونه از وجود و هستى است که کامل‏ترین مصداق آن، خداوند است؛ بلکه خداوند عالى‏ترین درجه کرامت وجودى و عین هستى کرامت مى‏باشد؛ اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ‏؛  تَبَارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ‏. ...

برای دیدن ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید.

http://www.ensani.ir/fa/content/66577/default.aspx

مشاهده نظرات - 0 |

حقوق اقلیتها

یکشنبه 11 تير 1391 توسط: MINORITY

عبدالحکیم سلیمی

اقلیتها در هر نظام حقوقی از حقوقی برخوردارند که این حقوق کم و بیش در ارزیابی آن نظام معیار و محک سنجش به شمار میآیند. از آنجا که نظام سیاسی بر پایه اکثریت نظام حقوقی را حاکمیت میبخشد سؤال از جایگاه اقلیت یکی از دغدغههای مهم در گفتمان عدالت حقوقی است این سؤال در فرهنگهای مختلف پاسخهای متفاوتی میتواند داشته باشد آنچه در پیش رو دارید پاسخ به چند سؤال در این عرصه در نظام حقوق اسلام است.

از دیدگاه اسلام اهل ذمّه یا اقلیتهای دینی در جامعهی اسلامی از چه حقوقی برخوردارند؟

اسلام در صدد تأمین صلح و امنیت عمومی است; از این رو، امتیازاتی برای اهل ذمه قایل است که در ذیل به آنها اشاره میشود:

1.مصونیت همه جانبه

تعهد مبنی بر تأمین مصونیت همه جانبه، به دو صورت در پیمانهای ذمّه قید میشود: یکی خودداری مسلمانان از هرگونه تجاوز به جان، مال و ناموس متحدان ذمی; و دیگری، حمایت و تأمین جانی، مالی و عرضی ذمیان و دفاع از آنها در برابر تجاوز بیگانگان.

از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) نقل شده است که:  بدانید! کسی که بر معاهدی ستم کند، یا به او بیش از توانش تکلیف نماید، در روز قیامت من خودم طرف حساب او هستم و حق او را مطالبه میکنم.[3]

از امام علی(علیه السلام) نقل شده است که: اینان که با ما پیمان بستهاند، بدان سبب به ما جزیه میپردازند که تحت حمایت ما، اموالشان مانند اموال ما، و خونشان مانند خون ما محترم و مصون باشد.[4]

بدین ترتیب از روایات مزبور استفاده میشود که حکومت اسلامی متعهد است، جان، مال و ناموس اهل ذمه را حفظ و از حقوق آنها دفاع کند; و آنها در برابر موظفاند مالیاتی به حکومت اسلامی پرداخت کنند. این در واقع هزینه و پاداشی است که حکومت به خاطر دفاع از آنها میگیرد ...

http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=4639&MagazineArticleID=35070

 

 

مشاهده نظرات - 0 |

اصل نخستين در برخورد با غير مسلمانان

یکشنبه 11 تير 1391 توسط: MINORITY

اسماعيل اسماعيلی

در اصل روا بودن گردش گرى و جهانگردى, بحثى نيست, بلكه براساس رهنمودهاى فراوانى كه در منابع دينى وجود دارد مسلمانان به سيروسياحت در روى زمين تشويق نيز شده اند.1 مردم نيز به فراخور تواناييها و ابزارى كه در اختيار داشته اند به انگيزه هاى گوناگون, همانند فراگيرى دانش, تجارت, ديدن جاهاى ديدنى طبيعى و آثار بر جاى مانده از اقوام پيشين به گردش گرى در جاهاى گوناگون زمين مى پرداخته اند.

در عصر حاضر هم برابر پيشرفت همه جانبه اى كه در زندگى بشر پديد آمده است و وسايل مسافرت و گردش گرى بسيار آسان تر شده, جهانگردى و سياحت نيز به گونه اى چشمگير گسترش يافته است. امروز با اهميتى كه مسأله جهان گردى بويژه درابعاد فرهنگى و اقتصادى پيدا كرده است, به شدت مورد توجه كشورهاى مختلف واقع شده است. هر دولتى مى كوشد تا با جلب سياحان بيش تر سهم خويش را در داد و ستدهاى فرهنگى و نيز كسب درآمدهاى سرشار ارزى, افزايش دهد و بر رونق و شكوفايى فرهنگ و اقتصاد خويش بيفزايد.

گردش گرى و مسائل نوپيداى فقهى

مساله جهانگردى در شكل امروزين آن كه به عنوان يك صنعت سودآور و اشتغال زا مطرح است, از نقطه نظر فقهى پرسشهاى زيادى را فراروى فقيهان و محققان اسلامى قرار داده است. بى گمان, رونق گرفتن اين صنعت در سرزمينهاى اسلامى, بويژه در ايران اسلامى كه حكومت آن بر پايه هاى دينى و اعتقادى اسلام استوار است, درگرو يافتن پاسخهاى مناسب براى آن است.

بخشى از اين پرسشها در قلمرو كشورهاى اسلامى مطرح است و برخى ديگر در پيوند با كشورهاى غير مسلمان. در كشورهاى اسلامى كه مسلمانان مجازند در هر جاى آن به سيروسياحت و گردش گرى بپردازند, بايد روشن گردد كه منظور از (سرزمين اسلام) چيست؟ و بر چه مناطق و شهرهايى, دارالاسلام) صادق است؟ آيا ملاك در بازشناسى سرزمينهاى اسلامى از غير اسلامى كدام است؟ فزونى جمعيت مسلمانان در آن سرزمينها؟ و يا جارى بودن احكام شريعت و آيينهاى دينى؟

آيا مناطقى كه همه و يا بيش تر ساكنان آن را مسلمانان تشكيل مى دهند, ولى اكنون حكومت آن مناطق در دست غيرمسلمانان است, جزء سرزمينهاى اسلامى به شمار مى آيند و احكام (دار الاسلام) بر آن بار است, ياخير؟

وضعيتى كه امروز بر دنياى اسلام حاكم است كه هرگوشه اى از آن به صورت كشورى مستقل و جدا از پيكره جهان اسلام با مرزبنديهاى خاص جغرافيايى و حكومت و مقررات و قوانين ويژه خويش اداره مى شود, تا چه اندازه با ترازهاى اسلامى برابر است و آيا از نقطه نظر فقهى اين گونه تقسيم بنديها تا چه اندازه اعتبار دارند؟ آيا بر همه آنها صرف نظر از نوع حكومت, آيينها و ميزان پايبندى آنها به اسلام (دارالاسلام) صادق است؟

درباره با جهان كفر نيز اين پرسشها مطرح است كه آيا ورود غيرمسلمانان به (سرزمين اسلام) جايز است؟

و در صورت جايز بودن چه آيينها و شرايطى را بايد رعايت كنند؟ معاشرت و برخورد مسلمانان با آنان چگونه بايد باشد؟ آيا آنان به هر جايى بخواهند مى توانند بروند و ياد در اين جهت نيز محدوديتهايى وجود دارد؟ آن محدوديتها كدام اند؟ مساجد؟ حرمهاى امامان(ع)؟ و يا حرم امام زادگان؟ آيا در هنگام حضور غيرمسلمانان در سرزمين اسلام, آنان ملزم به رعايت قانونهاى شرعى هستند, يا خير؟و پرسشهاى بسيار ديگرى از اين گونه...

http://www.shareh.com/persian/magazine/figh/14/14_04.htm

مشاهده نظرات - 0 |

روابط اخلاقی و اجتماعی مسلمانان با غیرمسلمانان از دیدگاه قرآن

یکشنبه 11 تير 1391 توسط: MINORITY

 

مقدّمه

ارتباط گسترده بین کشورها و ملت ها از ویژگی دنیای امروز است، و به همین روی، کشورهای اسلامی و مسلمانان نیز از داشتن رابطه با کشورهای بیگانه و ملت های غیرمسلمان گریزی ندارند. در عین حال، در این ارتباط علاوه بر حفظ منافع ملّی، پای بندی به اصول ارزشی و دستورات دینی، که قرآن کریم و روایات بیان می کند، بسیار ضروری است. یکی از این اصول(1) «اصل نفی سلطه کافران بر مسلمانان» (نفی سبیل) است که بر تمام اصول دیگر حاکمیت دارد. این اصل برگرفته از سخن خداوند متعال است که می فرماید: (وَ لَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً)؛ (نساء: 14) و خداوند هرگز بر [زیان [مؤمنان برای کافران راه [تسلطی] قرار نداده است.

«سبیل» در نظر لغت دانان به معنای طریق و راه،(2) و کلمه «علی» به معنای قدرت بر تصرف یا به معنای ضرر است.

با توجه به «لن» نافیه که دلالت بر نفی ابد می کند(3) و نکره آمدن «سبیل» که نکره در سیاق نفی بوده و مفید عموم است،(4) از این آیه استفاده می شود که خداوند متعال هرگز برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط باز نگذاشته و باز نخواهد گذاشت.(5) طبق این آیه شریفه تمام روابط باید بر اساس این اصل، برنامه ریزی و کنترل شود و ارتباط میان مسلمانان و کافران نباید به گونه ای باشد که ذلّت جامعه اسلامی از آن استشمام شود.

http://www.hawzah.net/fa/ArticleView.html?ArticleID=81279&SubjectID=78559

مشاهده نظرات - 0 |

اقليت هاي ديني از ديدگاه قانون جمهوري اسلامي ايران

چهارشنبه 24 خرداد 1391 توسط: MINORITY

دکتر حسین مهرپور

 

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در دو مورد از عنوان اقليت هاي ديني نام برده است، يكي در اصل 13 كه تنها اقليت هاي ديني رسمي را سه دين يهودي، مسيحي و زرتشتي ذكر مي كند و ديگري در اصل 67 كه مربوط به سوگند خوردن نمايندگان در بدو انتخاب و نخستين جلسه مجلس است كه مي گويد: نمايندگان اقليت هاي ديني با ذكر كتاب آسماني خود اداي سوگند مي كنند. در رابطه با اقليت هاي ديني نيز دو مسئله مربوط به تبعيض در حقوق و آزادي ها و نيز به رسميت شناختن هويت و موجوديت آنها مطرح است. در اينجا مسئله قدري ظريفتر است و نياز به بحث بيشتر دارد.

برای دیدن ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید.

http://baranaftab.blogfa.com/post-119.aspx

مشاهده نظرات - 0 |

حقوق اقلیتهای دینی در اسلام

چهارشنبه 24 خرداد 1391 توسط: MINORITY

دکتر اسعد شیخ الاسلامی‏ گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی

 

بطوریکه میدانیم همواره در کشورهای اسلامی افرادی غیر مسلمان‏ که به یکی از ادیان معتبر منسوخ متدین بوده وجود داشته و دارند که با استفاده‏ از جمیع امکانات و مقدورات اجتماعی زندگانی میکنند.این موضوع تعجبی‏ ندارد زیرا اسلام مردم را فقط به خاطر اینکه مسلمان نیستند طرد نکرده است‏ و حتی چنانکه از کتب سیر و تواریخ و کتب فقهی برمی‏آید پیامبر اسلام(ص) با گروهائی از آنان قراردادهائی در باب حمایت از ایشان بسته است روی‏ این اصل با مخالفان عقیده و دین اسلام مخالفتی ندارد چون افراد بشر بندگان‏ خدا هستند و اگر کسی اسلام نیاورد لزومی ندارد که با او قطع رابطه شود زیرا اسلام مکتب صفا و صمیمیت،و داد و دوستی صلح و سلم است،بنابراین‏ چون شارع مقدس نتوانسته است این موضوع اساسی و حائز اهمیت را نادیده‏ بگیرد،از این‏رو قوانین و مقرراتی را از نظر روابط آنها با دولت از یکطرف‏ و باهم‏مسلکان خویش از طرف دیگر وضع نموده تا آنها نیز بتوانند باآسایش- خاطر در پناه دولت اسلامی از مزایای قوانین موضوعه و نعمتهای خداداده‏ استفاده کنند.

در مقاله فوق می توانید حقوق سیاسی، عمومی و خصوصی اقلیتهای دینی را در جامعه ی اسلامی مطالعه فرمایید.

برای مشاهده اصل مقاله می توانید بر روی لینک زیر کلیک کنید.

http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/3169/67/text

 

 

مشاهده نظرات - 0 |

حقوق اقلیت ها در حکومت نبوی 2

چهارشنبه 24 خرداد 1391 توسط: MINORITY

نویسنده : روح الله شریعتی

حقوق اقلیتها در عرصه اقتصاد

از حقوق به رسمیت شناخته شده اقلیت‏های ساکن کشور اسلامی، حقوق آنان در عرصه اقتصاد است، مانند: حقّ مالکیت، ارتباطات اقتصادی، حقّ کسب و پیشه و حق رفاه نسبی. بدیهی است که بدون وجود برخی از این حقوق امکان زندگی و آسایش افراد فراهم نمی‏شود و به همین دلیل اقلیت‏های غیرمسلمانی که ساکن کشور اسلامی هستند نیز از این حقوق برخوردارند.

ادامه مطلب در لینک زیر:

http://www.rasekhoon.net/article/show-55170.aspx

 

مشاهده نظرات - 0 |

حقوق اقلیت ها در حکومت نبوی1

چهارشنبه 24 خرداد 1391 توسط: MINORITY

 

نویسنده : روح الله شریعتی


چکیده :

یکی از اهداف بزرگ انبیای الهی و به ویژه پیامبر گرامی اسلام‏ صلی الله علیه وآله احقاق حق و برپایی عدالت بوده است. اسلام در راستای‏کرامت انسانی و عدالت اجتماعی برای تمامی افراد ، اعم از مسلمان و غیر مسلمان، حقوقی قائل است. این حقوق به طور متقابل در ارتباطات افراد با یکدیگر و با حکومت جاری است. سیره پیامبر صلی الله علیه وآله به ویژه در مدینه و با تشکیل حکومت نشان دهنده آن است که حتی در صورت غلبه بر دشمن و پیروی اکثریت جامعه از ایشان، باز هم حقوق اقلیت غیر مسلمان را به رسمیت شناخته و به پیروان خویش با تأکید و جدیت رعایت حقوق اقلیت را توصیه می‏کردند و تاریخ نشان می‏دهد که گروه‏های اقلیت آزادانه در جامعه زندگی کرده و نه تنها بر پذیرش دین جدید الزام نمی‏شدند که گاه مباحثات اعتقادی نیز در حضور مسلمانان با پیامبر داشته و با انگیزه به چالش کشیدن پیامبر صلی الله علیه وآله با ایشان احتجاج می‏کردند. در این مقاله برآنیم تا پس از بررسی مبانی و اصول رفتاری پیامبر در حکومت ، به ویژه اصولی که در ارتباط با حقوق اقلیت‏ها در عرصه‏های مختلف است ، به بررسی حقوق اقلیت‏ها در آن عرصه‏ها بپردازیم. بدیهی است که رفتار فردی ایشان با افراد و گروه‏ها نیز به عنوان حاکم کشور اسلامی می‏تواند در این امر از اهمیت خاصی برخوردار باشد.
کلمات کلیدی : حکومت نبوی، حقوق اقلیت‏ها، عدالت اجتماعی، آزادی، سیره نبوی.

ادامه مطلب در لینک زیر :

http://www.rasekhoon.net/article/show-55169.aspx

مشاهده نظرات - 0 |